تبليغاتX
.: !!!پسر قایقران. نمیدونم خوبه یا بده :.
!!!پسر قایقران. نمیدونم خوبه یا بده

آرشیو وبلاگ ایمیل مدیر صفحه نخست
انجمن آموزش سایت تفریحی مترجم قالب
پیغام مدیر

به وبلاگ ما خوش آمدید .
امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار بگیرد.
در ضمن نظر یادتون نره

آمار و اطلاعات بازدیدکننده

تعداد بازديدها:

جست و جو در این وبلاگ



پيوندهاي روزانه

گالري قالب وبلاگ
آموزشی و تفریحی
آرشيو پيوند ها

مترجم قالب


گالري قالب وبلاگ

Rendition By : GHALEBKADEH

تبلیغات

زيراین طاق کبود

یکی بود یکی نبود

مرغ عشقی خسته بود

که دلش شکسته بود

اون اسیر یه قفس

شب و روزش بی نفس

همهء آرزوهاش

پر کشیدن بود و بس 

تا یه روز یه شاپرک

نگاشو گوشه ای دوخت

چشش افتاد به قفس

دل اون بد جوری سوخت

زود پرید روی درخت

تو قفس سرک کشید

تو چشم مرغ اسیر

غم دلتنگی رو دید 

دیگه طاقت نیاورد

رفت توی قفس نشست

تا که از حرفای مرغ

شاپرک دلش شکست 

شاپرک گفت که بیا

تا با هم پر بکشیم

بریم تا اون بالا ها

سوار ابرها بشیم 

یه دفعه مرغ اسیر

 نگاهش بهاری شد

بارون از برق چشاش

 روی گونش جاری شد

شاپرک دلش گرفت

وقتی اشک اونو دید

با خودش یه عهدی بست

نفس سردی کشید 

دیگه بعد از اون قفس

رنگ تنهایی نداشت

توی دوستی شاپرک

ذره ای کم نمی ذاشت

تا یه روز یه باد سرد

میون قفس وزید

آسمون سرخ ابی شد

سوز برف از راه رسید 

شاپرک یخ زد و یخ

مرد و مونده گار نشد

چشاشو رو هم گذاشت

دیگه اون بیدار نشد

مرغ عشق شاپرک رو

به دست خدا سپرد

نگاهش به آسمون

تا که دق کردش و مرد



ادامه مطلب

نوشته شده توسط مملی در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386


مطالب قبلي


منوی وبلاگ

صفحه نخست

پست الكترونيك

ترجمه قالب وبلاگ

آرشیو مطالب
نویسندگان

آرشيو مطالب

شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385

آرشيو موضوعي

 

سلام...خوبد؟
اسم:علی
ورزشکارم و رشته’ محبوبه من قایقرانی....یکی از بچه های قایقرانی هستم و میخوام اینجا از خاطراتمون بنویسم....خاطرات روزای خوبی که کنار هم بودیم....با هم خندیدیم و با هم غمگین شدیم.....به افتخار هرچی قایقران.....

Copy Right © 2007 aleg-kayak All Rights Reserved.RENDITION By TAKPC