دوباره شب شد!
شب را خیلی دوست دارم با ستاره های زیبایش و با آن ماهه قشنگش که تورو یاد من میاره هر دم.
تاریکیش را دوست دارم سکوت و تنهاییش را احساس میکنم اونم مثه من تنهاست!
به ماه نگا میکنم امشب خیلی قشنگه مرا یاده آن شبی میندازه که به شکل حلال در آمده بود .
همون شبی که گفتی :ماه تورو یاده من میاره منم گفتم :ماه که بدونه ستاره قشنگ نیست .
چه شبه خوبی بود.
بی قراریه خورشید را حس میکنم که لحظه شماری میکند برای تابیدن روی گلها !آخه خورشید
عاشقه گله مثه من که عاشقه توهم برای دیدنت ثانیه ها رو می شمارم.
آه !دلم گرفته نازنین خیلی آخه کنارم نیستی که سر رو شونت بزارم دستاتو نوازش کنم.
می خوام گریه کنم ولی نمیتونم چون بهم قول دادیم که گریه نکونیم.
نگاه کن توی چشمام اشکامو ببین
فقط تو نظاره گره اشکامی نازنین....

اینم همون عکسی که اون شب گرفتم از ماه........
ادامه
مطلب
نوشته شده توسط مملی
در سه شنبه دوازدهم تیر 1386