سلام
خوببید؟
این واسه توهه عشق من؟
دلم می خواست همچون کبوتری بودم و بر قلب کوچکت آشيانه می کردم و هميشه مهمان تو بودم. دلم می خواست تا رگی از بدنت بودم تا اين زمانه نتواند ما را از هم جدا کند. من غم را در سکوت و سکوت را در شب و شب را در بستر و بستر را برای فکر کردن به تو دوست دارم. من تو را به خاطر عشقت و عشق پاکت را به خاطر دلم و دلم را برای عشق به تو دوست دارم

هر کس که مرا ميجويد می يابد، هر کس که مرا يافت می شناسد، هر کس که مرا شناخت عاشقم می شود و هر کسی که عاشقم شد عاشقش می شوم و هر کس را عاشق شدم او را می کشم و هر کسی که کشتم خودم خون برايش می شوم که چيزی جز من لايق او نيست.

ادامه
مطلب
نوشته شده توسط مملی
در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385